تبلیغات
ادبیات 2

ادبیات 2

درس سیزدهم

درس سیزدهم :

باغ عشق


ادامه مطلب

درس دوازدهم ( در آرزو تو باشم و دل می رود ز دستم )

درس دوازدهم  :

در آرزو تو باشم

دل می رود زدستم


ادامه مطلب

زندگینامه آندره ژید

آندره ژید
نویسنده فرانسوی ( 1869- 1951)


آندره پل ژید در سال ۱۸۶۹ به دنیا آمد و از نظر ذهنیت و روحیه به آینده تعلق داشت؛ وی « زمان متغیر» را فعالانه تجربه می كرد و در تلاش برای ساختن آینده بود .ژید از ریشه مذهبی دوگانه ای برخوردار بود : پدرش پروتستان و مادرش كاتولیكی بسیار دیندارتر و جزمی تر از شوهرش بود. پدر آندره به فاصله كمی پس از تولد او درگذشت.
وی در كنار دو بانوی سختگیر مذهبی (مادر و مادربزرگش) رشد كرد و البته راه و روش زنانه را هم آموخت .حساس بودنش موجب شد كه احساس جنسی تند و تیزی پیدا كند. به استمنا پناه برد، اما نتوانست آن را ترك كند و از احساس گناه رنج می برد.
« تا بیست و سه سالگی از هرگونه ارتباط جنسی بركنار بودم و رنج می بردم . چنان آشفته و پریشان بودم كه همه جا می گشتم تا بلكه لبی پیدا كنم و لبانم را بر آن بچسبانم ».


ادامه مطلب

کنایه های درس کباب غاز ادبیات دوم دبیرستان

 

کنایه های درس کباب غاز


ادامه مطلب

مجتبی بزرگ علوی

بزرگ علوی از دوستان نزدیک هدایت و یکی از اعضای گروه معروف به «ربعه» بود. او در یک خانواده تجارت پیشه به دنیا آمد. بعد برای ادامه تحصیل به آلمان رفت و دوره دبیرستان و بخشی از تحصیلات دانشگاهی خود را در آن جا به پایان برد. آنگاه به گروه مارکسیستی معروف به «پینجاه و سه نفر» به رهبری تقی ارانی پیوست. تمامی اعضای این گروه در


ادامه مطلب

 

درس ششم ادبیات دوم دبیرستان:

 

 گیله مرد : بزرگ علوی


ادامه مطلب

چت کردن رستم و تهمینه (طنز)

چت كردن رستم و تهمینه

 

شبی خسته رستم ز رزم و نبرد کشید از درونش یکی آه سرد
نه جفتی که دستی کشد بر سرش نه یاری که بنشاند اندر برش
بخود گفت "رایانه "را ساز کن هم ایدون تو "وبگردی" آغاز کن
ز تن برنکند او سلاح و زره به "لپ تاپ" خیره به ابرو گره
چو "رایانه "را پهلوان"بوت" کرد سلاح و زره یک طرف سوت کرد
از این خیرگی گشت مامش غمین رخش پر زخشم و دلش پر زکین
بدو گفت رودابه ای پهلوان در آغاز گویم تو را با زبان
تو لشکر بیاراستی گاه رزم به آراستن نیست در خانه عزم ؟
اگر بر نتابی تو نظم درون تو را افکنم از سرایم برون
در اینجا سرو کارو تو با من است که رودابه چون زال پیل افکن است
تهمتن ازین گفته بگرفت خشم نتابید و گردید ، پر آب چشم
چو زین سرزنش گشت زار و پریش فراموش بنمود" پسورد" خویش
بزد بر سر" ماوس "مشتی گران که ترسند از هیبتش دیگران
در اندیشه می بود گُرد دلیر بپیچید بر خویش چون نره شیر
بیاد آمدش، ناگهان رمز خویش بیاورد "کیبورد" "رایانه" پیش
فشرد او بسی دکمه ها را به زور سرانجام بنوشت رمز عبور
نمایان شد آن صفحۀ نیلگون که می کرد او را همی رهنمون
که آکنده از "آیکون "رنگ رنگ که می برد او را به شهر فرنگ
به "چت روم"شد ناگهان پور زال که آنجا بود مرکز عشق و حال
در آنجا یکی بود دخت زرنگ به" چت" گشت با او همی بیدرنگ
مر آن دخت را نام تهمینه بود پری روی و پر مهر و بی کینه بود
تهمتن چو شد وارد گفتگو به او گفت اوصاف خود مو به مو
بگفتا منم رستم داستان بود شهر ما زابل باستان
یکی رخش دارم بسی تیز پا گذارد همی پشت سر" زانتیا"
به زور و به بازو ندارم همال نباشد در این باره جای سوال
به سیم و به زر خانه انباشته بنایی دو اشکوبه افراشته
مرا مرده ریگ است گرزی ز سام بکشتم به آن شیرها در کنام
چو تهمینه دید این همه فَر و جاه ز شادی بزد خنده ای قاه قاه
به خود گفت آن دلبر ماهرو روا نیست کم آورم پیش او
بگفتا سمنگان بود شهر من که گشته همی رشک ملک ختن
ندانی منم دختر پادشاه ندارد کسی همچو من بارگاه
که چون ماهم و پنجۀ آفتاب پری رو تر از دخت افراسیاب
به کاخ وبه باغ وبه ملک و سرا غلام و کنیزک به صف اندرا
به" وب کم" اگر رخ نمایان کنم تورا پاک شیدا و حیران کنم
بگفتا بیا تا ببینم تو را چو غنچه ز گلبن بچینم تو را
چو تهمینه آگه شد از آن نیاز بیافزود با عشوه بر فَر و ناز
بگفتا چه اندیشه کردی جوان که خواهی ببینی رخم را عیان
هزاران جوان مَر مرا خواستگار بزرگان و خوبان چو اسفندیار
چو رستم شنید این سخنهای او ببست ناگهان بغض راه گلو
سراپاش گردید خشم و خروش رگ غیرتش زود آمد به جوش
بزد بر سرمیز "رایانه" مشت دوصد ناسزا گفت و حرف درشت
بگفتا به رخ می کشی دشمنم تو پنداشتی کوهی از آهنم
مده بر دلم بیش ازین پیچ و تاب مکن بیش از این پور دستان خراب
چو تهمینه در مخ زنی بود چُست بخود گفت کارم شد اینک درست
به زانو درآوردم این پهلوان که دیگر ننازد به زور و توان
توانا تر از عشق نیرو مباد که ایزد بر این پایه گیتی نهاد


درس هفتم ادبیات دوم دبیرستان:

سووشون : سیمین دانشور


ادامه مطلب

بانوی داستان نویس ایرانی

 

سیمین دانشور در هشتم اردیبهشت 1300 شمسی در شهر شیراز به دنیا آمد. پدرش محمدعلی دانشور (احیا»السلطنه) است، همان کسی که بنا به گفته بعضی صاحبنظران، سیمین در رمان معروفش «سووشون» از او به نام دکتر عبدالله خان یاد می کند. احیا» السلطنه مردی با فرهنگ و ادب و عضو گروه حافظیون بود که شب های جمعه بر مزار لسان الغیب جمع می شدند و یاد حافظ را زنده نگه می داشتند. مادرش قمر السلطنه حکمت بانوی شاعر و هنرمند بود که مدیر هنرستان دخترانه ای در شیراز بود. سیمین از کودکی توسط مادر و پدرش با ادبیات و هنر آشنا شد. تحصیلا ت ابتدایی و دبیرستان را در مدرسه مهرآئین شیراز به انجام رساند و درامتحان نهایی دیپلم شاگرد اول کل کشور شد.


ادامه مطلب

درس نهم : در بیابان های تبعید

 

درس نهم : در بیابان های تبعید : جبرا ابراهیم جبرا

        از یک انسان : محمود درویش


ادامه مطلب

آشنایی با آرایه های ادبی

 

آشنایی با آرایه های ادبی


ادامه مطلب

ادبیّات داستانی معاصر : کباب غاز : جمال زاده 2

 

ادبیّات داستانی معاصر : کباب غاز : جمال زاده    

قسمت سوم


ادامه مطلب

کباب غاز

ادبیّات داستانی معاصر : کباب غاز : جمال زاده  

قسمت اول  

درس پنجم

هر داستان دارای بخش ها و عناصری است که پیکره ﻯ آن را بوجود می آورد به این عناصر ، « عناصر داستان » می گویند .

مهم ترین عناصر داستان عبارتند از :

            شخصیّت و قهرمان : که با رفتارها و گفتارهای خود داستان را بوجود می آورند آن ها گاه از آغاز تا پایان داستان ثابت و بدون تغییر حضور دارند و گاه بر اثر عوامل گوناگون به تدریج یا به طور ناگهانی فضای داستان را ترک می کنند یا خود تغییر و تحوّل می یابند .

            راوی داستان یا زاویه ی دید : معمول ترین شیوه ی روایت داستان استفاده از اوّل شخص ( من ) : کباب غاز ( خود نویسنده ) یا سوم شخص یا دانای کل ( او ) : هدیه ی سال نو

            هسته یا طرح داستان : پیوستگی منظم اعمال و حوادث داستان که مبتنی بر رابطه ی علّت و معلولی است طرح یا هسته ی داستان نام دارد .

            درون مایه : درون مایه فکر اصلی و مسلّط بر هر اثر است و نویسنده آن را در داستان اعمال می کند . درون مایه در واقع جهت فکری و ادراکی نویسنده را نشان می دهد معمولاً درون مایه ی داستان را از اعمال و گفتار شخصیّت های داستان بویژه شخصیّت اوّل ( قهرمان ) می توان دریافت .

            لحن : شخصیّت ها خود را به وسیله ی زبان معرّفی می کنند و به خواننده می شناسانند لحن می تواند رسمی ، غیر رسمی ، صمیمانه ، جدّی ، طنزواره و ... باشد مثل لحن کباب غاز که طنز گونه است .


ادامه مطلب

ادبیّات داستانی معاصر : کباب غاز : جمال زاده 2

 

ادبیّات داستانی معاصر : کباب غاز : جمال زاده    

قسمت دوم


ادامه مطلب

کوچه

 

کوچه

 

بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن كوچه گذشتم،

همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم،

شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم،

شدم آن عاشق دیوانه كه بودم.
 


ادامه مطلب

توضیح درس هشتم ادبیات سال دوم

 

درس هشتم :

کلبه ی عمو تُم : نوشته هریت بیچر استو

         تو را می خوانم : پابلو نرودا 



ادامه مطلب

پاسخ خود آزمایی های ادبیات فارسی ۲

 
** پاسخ خود آزمایی های ادبیات فارسی ۲  **


ادامه مطلب

آرایه های ادبی

 

سجع : سجع در لغت به معنی آواز کبوتر خصوصاً فاخته در اصطلاح ادبی آن است که نویسنده در مقاطع عبارات ( جاهایی که ؛ می گذارند ) کلماتی بیاورند که حکم قافیه در شعر دارند آرایه ای است که به نثر اختصاص دارد و نظیر آن را در شعر قافیه ی درونی یا میانی  ( ترصیع یا موازنه )  گویند و سجع در مقاطع عبارت و بندها کلماتی بیاورند که آن که آن کلمات حکم قافیه در شعر را دارند ؛ نثری که سجع داشته باشد ، مسجّع یا مسجوع نامیده می شود .



ادامه مطلب

توضیحات درس اول کتاب ادبیات 2 . الهی

 

درس اوّل

خواجه عبدالله انصاری ملقّب به شیخ الاسلام و معروف به پیر انصار و پیر هرات از دانشمندان و عارفان قرن پنجم است که در سال 481 هـ . ق . درهرات درگذشت . از آثار مشهور او الهی نامه ، زاد العارفین ، مناجات نامه و رساله دل و جان را می توان نام برد . مناجات های خواجه عبدالله مسجّع ، لطیف ، دلنشین ، ساده و سرشار از مضامین عرفانی است .


ادامه مطلب

توضیحات درس اول کتاب ادبیات 2 . همای رحمت

 

علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را                          كه به ما سوا فكندی همه سایه ی هما را

علی : شبه جمله ، منادا

هما : نماد سعادت ، مرغ سعادت ، پرنده ای از راسته ی شکاریان که در قدیم آن موجب سعادت می دانستند .

همای رحمت : اضافه تشبیهی ، رحمت و بخشش خدا را به این پرنده تشبیه شده ، استعاره از حضرت علی (ع


ادامه مطلب

درس دوم : ادبیّات حماسی : رستم و اشکبوس : فردوسی

حماسه در لغت به معنای دلاوری و شجاعت است و در اصطلاح شعری است داستانی ، روایی با زمینه ی قهرمانی و رنگ قومی و ملّی كه در آن حوادثی بیرون از حدود عادت جریان دارد ؛ حماسه داستان واقعی به اضافه خواسته ها و تمایلات  و آرزوهای نیاکان ما در طول تاریخ است ، خواب و رؤیای تحقق ناپذیرآن ها .

انواع منظومه های حماسی در ادبیّات ملل :

1- حماسه ی طبیعی ،

 2- حماسه ی مصنوعی


ادامه مطلب

معنی درس سوم ادبیات 2: حمله ی حیدری

 

معنی درس سوم ادبیات 2: حماسه ی مصنوع :

حمله ی حیدری : باذل مشهدی


ادامه مطلب

محمد فرخی یزدی

محمد فرخی یزدی شاعر بلندمرتبه و آزادیخواه ایران در سال 1267ش در یزد متولد شد و در 24 مهر ماه 1318ش در بیمارستان زندان موقت شهربانی به قتل رسید. پیش از او بسیاری از رجال، سیاستمداران و آزادی‌خواهان برجسته كشور كه در صدر همه آنها سیدحسن مدرس قرار داشت با روشهایی مشابه جان خود را از دست داده بودند. فرخی یزدی به هنگام مرگ بیش از دو سالی بود كه به جرم «اسائه ادب به بندگان اعلیحضرت همایون شاهنشاهی» در زندان به سر می‌برد.

قرار بود فرخی پس از سه سال زندان آزادی خود را بازیابد. اما دستگاه مخوف شهربانی رضاشاه نظیر آنچه طی سالیان گذشته مكرر انجام داده بود بار دیگر دست به كار قتلی شد و با آمپول هوای پزشك احمدی جلاد دهها تن از مردمان آزاده این كشور در حمام بیمارستان زندان موقت شهربانی (و در تاریخ 24 مهر ماه 1318) به حیات محمد فرخی یزدی شاعر آزادیخواه و دلیر خاتمه داده شد. آنچه در زیر می‌آید گزارش فتح‌الله بهزادی پزشكیار وقت بیمارستان زندان موقت شهربانی است كه پس از سقوط رضاشاه از سریر سلطنت درباره روند و كیفیت به قتل رسیدن محمد فرخی یزدی به دادگاهی كه جهت تعقیب جانیان دوره مذكور تشكیل شده بود ارائه داده است. بهزادی و همكارش علی سینكی در شب حادثه در بیمارستان فوق كشیك داشته اند.


ادامه مطلب

آفریدگار شاهنامه حکیم ابوالقاسم فردوسی

 


آی آدم ها

آی آدم ها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید!
 
یک نفر در آب دارد می سپارد جان.

یک نفر دارد که دست و پای دایم می زند

روی این دریای تند و تیره و سنگین که می دانید.

آن زمان که مست هستید از خیال دست یاییدن به

دشمن

آن زمان که پیش خود بی هوده پندارید

که گرفت استید دست ناتوانی را

تا توانایی بهتر را پدید آرید.

آن زمانی که تنگ می بندید

بر کمر هاتان کمر بند

در چه هنگامی بگویم من؟

یک نفر در آب دارد می کند بی هوده جان، قربان!



آی آدم ها که بر ساحل بساط دلگشا دارید!

نان به سفره، جامه تان بر تن؛

یک نفر در آب می خواند شما را.

موج سنگین را به دست خسته می کوبد

باز می دارد دهان با چشم از وحشت دریده

سایه هاتان را ز راه دور دیده.

آب را بلعیده در گود کبود و هر زمان بی تابی اش افزون

می کند زین آب، بیرون

گاه سر، گه پا

آی آدم ها!


ادامه مطلب

 

آیت الله العظمی مرعشی نجفی بارها می‌فرمودند شبی توسلی پیدا کردم تا یکی از اولیای خدا را در خواب ببینم. آن شب در عالم خواب دیدم که در زاویه مسجد کوفه نشسته ام و وجود مبارک مولا امیرالمومنین (علیه السلام) با جمعی حضور دارند.
حضرت فرمودند: شاعران اهل بیت را بیاورید. دیدم چند تن از شاعران عرب را آوردند. فرمودند: شاعران فارسی زبان را نیز بیاورید. آن گاه محتشم و جند تن از شاعران فارسی زبان آمدند.
فرمودند: شهریار ما کجاست ؟ شهریار آمد.
حضرت خطاب به شهریار فرمودند: شعرت را بخوان!


ادامه مطلب

شعرى از پابلو نرودا

ترجمه از احمد شاملو

به آرامی آغاز به مردن می‌كنی
اگر سفر نكنی،
اگر كتابی نخوانی،
اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،
اگر از خودت قدردانی نكنی.

به آرامی آغاز به مردن می‌كنی
زمانی كه خودباوری را در خودت بكشی،
وقتی نگذاری دیگران به تو كمك كنند.

به آرامی آغاز به مردن می‌كنی
اگر برده‏ی عادات خود شوی،
اگر همیشه از یك راه تكراری بروی …
اگر روزمرّگی را تغییر ندهی
اگر رنگ‏های متفاوت به تن نكنی،
یا اگر با افراد ناشناس صحبت نكنی.

تو به آرامی آغاز به مردن می‏كنی
اگر از شور و حرارت،
از احساسات سركش،
و از چیزهایی كه چشمانت را به درخشش وامی‌دارند،
و ضربان قلبت را تندتر می‌كنند،
دوری كنی

تو به آرامی آغاز به مردن می‌كنی
اگر هنگامی كه با شغلت،‌ یا عشقت شاد نیستی، آن را عوض نكنی،
اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نكنی،
اگر ورای رویاها نروی،
اگر به خودت اجازه ندهی
كه حداقل یك بار در تمام زندگی‏ات
ورای مصلحت‌اندیشی بروی .

-

امروز زندگی را آغاز كن!
امروز مخاطره كن!
امروز كاری كن!
نگذار كه به آرامی بمیری!
شادی را فراموش نكند.


زادروز پدر شعر نو فارسی

 نیما یوشیج، پدر شعر نو فارسی، درباره برخی از چهره‌های سیاسی و ادبی روزگار خود و همچنین ائمه اطهار(ع) اظهار نظر‌های جالبی كرده است.

 روز 21 آبان، صد و چهاردهمین سالروز تولد نیما یوشیج بود. انتشارات مروارید اردیبهشت امسال كتابی را با نام «یادداشت های روزانه نیما یوشیج» به كوشش فرزندش شراگیم منتشر كرد كه بازتاب زیادی در محافل ادبی داشت.
این یادداشت‌ها تاریخ ندارند و نیما آنها را روی برگه‌های ریز و درشتی كه دم دستش بوده‌اند می‌نوشته است.


ادامه مطلب

آثار برجسته ی شعر و نثر ادبیات فارسی

 
برای دانلود مطالب بر روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب

نام های ایرانی به همراه معانی آنه

آبان دخت : دخترآبان ، نام زن داریوش سوم
آبتین : نام پدر فریدون پادشاه پیشدادی
آتوسا : قدرت و توانمندی – دختر كورش وزن داریوش اول
آفر : آتش – ماه نهم سال شمسی
آفره دخت : دختر آتش – دختری كه در ماه آذر به دنیا آمده است .
آذرنوش‌: شیرین و دل انگیز
آذین : زیور، طاق نصرة‌، تزئین ، آرایش
آراه : نام فرشته موكل روز
بیست و یكم ازماه پنجم درآئین زردشت
آرزو : كام ، مراد ، معشوق ، امید
آرش: درخشان ، آفتاب ، جد بزرگ اشكانیان – پهلوان كمانگیر ایرانی در لشگرمنوچهر
آرتین: عاقل و زیرك,نام پهلوان ایران در زمان منوچهر پادشاه پیشدادی
آرتام:والی فریگه در زمان كوروش هخامنشی
آرتمن:نام برادر بزرگ تر خشایار شاه پسر داریوش شاه
آرشام : بسیار قوی – پدر بزرگ داریوش بزرگ هخامنشی
آرمان : آرزو – خواهش – امید
آرمین : آرام گرفتن – پسر كیقباد پادشاه پیشدادی
آرمیتا: آرامش یافته ، كلمه ای زردشتی است
آریا فر: دارنده شكوه آریائی


ادامه مطلب

  • کل صفحات:2  
  • 1
  • 2
  •   

با سلام خدمت شما بازدید کننده گرامی ، امیدوارم لحظات خوشی را برای شما در این وبلاگ رقم زده باشم ، حتما مرا را از نظرات ارزشمند خود بهره مند سازید، درضمن برای مشاهده بهتر این صفحه از مرورگر اینترنت اکسپلورر استفاده نمایید .
مریم ، دانش آموز سال سوم دبیرستان نرجس منطقه 2 تهران

مریم


آخرین پست ها


آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :




19177063002867245448.gif